نمیدونم این همه پدر کشتگی با ما پزشکا رو از کجا میارید !

تا حالا پزشک جی پی توی یکی از روستا ها بودی ، صبح تا شب شب  تا صبح بیکار باشی توی یه اتاق چند متری کوچیک بدون هیچ امکاناتی ؟! 

دهگردی کردی ؟! 

شده متخصص نیاد و مجبور شی خودت بری بالای سر کُد ؟ برای قلبی و بدحال دارو بدی ، مراقبت کنی ترخیص کنی ؟! 

شده کلا متخصص رو نبینی مجبور شی خودت مریضو تعیین و تکلیف کنی ؟! 

برای تخصص پارتی نداشته باشی و طرحتو بیفتی روستاهای لب مرز ؟! 

دوازده سال طرحتو یکی از شهر های پر پیچ و خم و کم امکانات و کم امنیت بیفتی ؟ یه دختر مجرد و تنها باشی که باید تنها چند سالی رو اون صهر زندگی کنی ؟! 

تا حالا رانندگی با عجله توی جاده های وحشتناک داشتی ؟ به خاطر مریضی که اگه بهش نرسی مسئولیتش با توئه ؟!

تا حالا شده سینیورت لج کنه باهات ، پدرتو در بیاره ؟

تا حالا شده هر روز ، هر روز ، هر روز ، غذا و خوابت ساعت مشخصی نداشته باشه سو هاضمه بگیری ؟ 

شده به خاطر ویزیت ها و مریضای زیاد کلا غذا نخوری ؟

شده آنکال باشی خانوادتو نبینی ؟ 

شده عفونت بیمارستانی بگیری ؟

تا حالا شده نیدلینگ بشی و از شانس بدت اچ آی وی مثبت بشی تا اخر عمرت این انگ رو پیشونیت بمونه  ؟! 

شده به خاطر اشتباه پرستار یقتو بگیرن ؟

شده شهامتشو داشته باشی از پرستارت دفاع کنی ؟ 

مریضت کتکت زده ؟ اهانت کرده ؟ ولی تو حق نداشته باشی به خاطر مریض بودنش چیزی بهش بگی ؟ 


کاری به یکسریاشون ندارم که بی وجدانن ناکسن ، ولی خیلی از پزشکا با جون کندن و پیر شدن به جایی که الان هستن رسیدن .